سلام.این هم از یک سفرنامه
- روز اول
- ما چهارشنبه ساعت ۳۰/۵ دقیقه صبح با ماشین خودمان (هیوندای ورنا)به طرف تهران حرکت کردیم.از جاده اتوبان کاشان رفتیم.بر خلاف همیشه جاده شلوغ شلوغ بود.ساعت حدود ۱۳ به میدان آزادی رسیدیم و به منزل یکی از آشنایان رفتیم.
- ساعت ۱۵به استگاه راه آهن رفتیم و در آنجا منتظر شدیم تا شماره قطارمان را اعلام کنند و سوار قطار شویم.۳۰/۱۵ دقیقه سوار قطار شدیم و قطارمان ساعت ۱۶ حرکت کرد.کلا پدرم از سفر با قطار راضی است چون دیگر نیازی به ۱۵ ساعت رانندگی یک سره نیست.اما ما راحت نبودیم چون قطارمان صندلی اتوبوسی بود.خلاصه با کلی عذاب کشیدن ساعت ۴ صبح به راه آهن مشهد رسیدیم.
- روز اول:صبح ساعت ۸ پدر و مادرم برای پابوسی به حرم مطهر رفتند ولی من و برادرم به قدری خورد و خمیر بودیم که ترجیح دادیم بگیریم و بخوابیم.پس تا ساعت ۱۱ تخت خواب میزبان ما بود.بعد از بیدارشدن با یک صبحانه مفصل با نان سنگک مواجه شدیم که پدرم و مادرم زحمتش را کشیده بودند و به خاطرش خیابان خیام جنوبی را زیر پا گذاشته بودند.ناگفته نماند که خیام خیلی از حرم فاصله دارد و از بالای مهمانسرای اداره پدرم حرم مانند یک نقطه زرد به نظر می رسد.و به خاطر شلوغی والدین بنده این مسیر را پیاده رفته بودند!!!
- بعداز ظهر ساعت ۱۸ خانوادگی به حرم رفتیم.ما از هم جدا شدیم.آقایون با هم و ما با هم.در نتیجه همدیگر را گم کردیم.(توی دو تا صحن مختلف)انشاالله سر فرصت نقشه مشهد و حرم مطهر را اسکن می کنم و در وبلاگ می ذارم.فعلا اسکنر خاموشه.تازه کفشداری را گم کردیم و صحن جمهوری اسلامی را با پای بدون کفش طی کردیم.دستمان به ضریح هم نرسید چون نزدیکای نیمه شعبان بود و حرم سراسر مملو جمعیت بود.
- ساعت حدودا ۲۴ با شکم گرسنه به مهمانسرا برگشتیم.
انشاالله روز دوم را بعدا می ذارم.
نوشته شده توسط پالاس آتنه پاتر |
لینک ثابت | موضوع:
|